کامبیز صدیقی کسمایی
در بادهای سرد
کامبیز صدیقی کسمایی / در بادهای سرد
فهرست متن
اشعار و آثار
1خورشیدسایرمنم و فکر هر چه باداباد.←2آرزوسایرآرزومندان فراوانند.←3رگبارسایررگبار؛←4شبنمسایرمن و صبح بهار، می دانیم←5طعمهسایریک مشت پولک است←6بارانسایرناگاه، مرگ←7ماهسایرمستیم.←8آبسایرظهر است و آفتاب←9درختسایرتک درختی هستیم،←10شکارسایرشلیک یک گلوله و آنگاه←11توده خاکسترسایرمن نشسته، در کنار توده خاکستری، اما تو گویی لال، گویی کر←12تازه و کهنهسایرخوب است←13گلسایرمن که از نسل هزاران هستم←14نو بهارسایرزد به سرخی پهلو←15رود و ماسایرما که مشتاقانه با هم چشم در راهیم←16آوازسایرآواز می خوانند.←17یادسایردر گلستان، گل فراوان است.←18فضانوردسایراز پی «گاگارین» آمدم.←19قفسسایرشاخه ها، وقتی که←20برکهسایردر سکوت جنگل بزرگ←21ستارهسایرشب←22چشم انتظاریسایربا اولین ستاره، شب آغاز می شود←23شکفتنسایرخسته، غمگین، تبدار←24بعد از آن هنگامسایرشب←25ترانه روزترانهخورشید را←26اشکسایرشب می رود از آسمان←27عاشقانه ای دیگرسایرقهر کردی، رفتی.←28طرح ۱ - باران...سایرباران←29جداییسایردر یک اتاق سرد←30دستسایردر آب جویبار←