عطار
باب هفتم: در بیان آنکه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
عطار / مختارنامه / باب هفتم: در بیان آنکه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
فهرست متن
اشعار و آثار
1شماره ۱ - آن دید بقا که جز بقا هیچ ندید...سایرآن دید بقا که جز بقا هیچ ندید←2شماره ۲ - میپنداری که در همه کون کسی است...سایرمیپنداری که در همه کون کسی است←3شماره ۳ - در سایه فقر صد جهان، وانهمه هیچ...سایردر سایه فقر صد جهان، وانهمه هیچ←4شماره ۴ - با دانش او بیخبری داند بود...سایربا دانش او بیخبری داند بود←5شماره ۵ - در حضرت توحید پس و پیش مدان...سایردر حضرت توحید پس و پیش مدان←6شماره ۶ - گر بر در آفتاب روشن باشم...سایرگر بر در آفتاب روشن باشم←7شماره ۷ - عشقش به وجود متهم کرد تو را...سایرعشقش به وجود متهم کرد تو را←8شماره ۸ - این هر دو جهان عکس کمالی پندار...سایراین هر دو جهان عکس کمالی پندار←9شماره ۹ - بگذر ز حس و خیال، ای طالب حال...سایربگذر ز حس و خیال، ای طالب حال←10شماره ۱۰ - هر دل که به توحید ز درویشان است...سایرهر دل که به توحید ز درویشان است←11شماره ۱۱ - ای پرده پندار پسندیده تو...سایرای پرده پندار پسندیده تو←12شماره ۱۲ - چون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی...سایرچون محرم هم نفس نهای، تو چه کنی←13شماره ۱۳ - شایسته این هوس نهای، تو چه کنی...سایرشایسته این هوس نهای، تو چه کنی←14شماره ۱۴ - هیچ است همه، وسوسه خاطر چند...سایرهیچ است همه، وسوسه خاطر چند←15شماره ۱۵ - تا چند ازین غرور بسیار تو را...سایرتا چند ازین غرور بسیار تو را←16شماره ۱۶ - این قالب اگر بلند دیدی ور پست...سایراین قالب اگر بلند دیدی ور پست←17شماره ۱۷ - دل از می عشق مست میپنداری...سایردل از می عشق مست میپنداری←18شماره ۱۸ - جان شیفته الست میپنداری...سایرجان شیفته الست میپنداری←19شماره ۱۹ - جانت به گو تنی در افتاد و برفت...سایرجانت به گو تنی در افتاد و برفت←20شماره ۲۰ - جمشید به گلخنی در افتاد و برفت...سایرجمشید به گلخنی در افتاد و برفت←21شماره ۲۱ - در فرع کجا مشبهی افتاده است...سایردر فرع کجا مشبهی افتاده است←22شماره ۲۲ - آخر ره دورت به کناری برسد...سایرآخر ره دورت به کناری برسد←23شماره ۲۳ - هر چند که نیستی کمت خواهد بود...سایرهر چند که نیستی کمت خواهد بود←24شماره ۲۴ - چون هستی را نیست کسی اولیتر...سایرچون هستی را نیست کسی اولیتر←25شماره ۲۵ - ای بس که دل تو بیم دارد در پیش...سایرای بس که دل تو بیم دارد در پیش←26شماره ۲۶ - درویشی چیست مست و مفلس بودن...سایردرویشی چیست مست و مفلس بودن←27شماره ۲۷ - جز بیذاتی لایق درویشان نیست...سایرجز بیذاتی لایق درویشان نیست←28شماره ۲۸ - با درویشان، «کن و مکن» نتوان گفت...سایربا درویشان، «کن و مکن» نتوان گفت←29شماره ۲۹ - خلقان همه در آینهای مینگرند...سایرخلقان همه در آینهای مینگرند←30شماره ۳۰ - درها به فنا گشادهاند، اینت عجب!...سایردرها به فنا گشادهاند، اینت عجب!←