عطار
باب بیست و یکم: در کار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
عطار / مختارنامه / باب بیست و یکم: در کار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
فهرست متن
اشعار و آثار
1شماره ۱ - آنجا که نه جان رسید ونه تن آنجا...سایرآنجا که نه جان رسید ونه تن آنجا←2شماره ۲ - می نرهانی مرا ز من، من چکنم...سایرمی نرهانی مرا ز من، من چکنم←3شماره ۳ - پیوسته دلم به جانت میخواهد جست...سایرپیوسته دلم به جانت میخواهد جست←4شماره ۴ - چندانکه مرا میل به رفتن بیش است...سایرچندانکه مرا میل به رفتن بیش است←5شماره ۵ - راهی به خودم که مینماید آخر...سایرراهی به خودم که مینماید آخر←6شماره ۶ - گر تن گویم به خویشتن مینرود...سایرگر تن گویم به خویشتن مینرود←7شماره ۷ - تا چند به پای جان و تن خواهم رفت...سایرتا چند به پای جان و تن خواهم رفت←8شماره ۸ - از خود نتوان راه معانی کردن...سایراز خود نتوان راه معانی کردن←9شماره ۹ - خواهی که ز اضطرار و خواری برهی...سایرخواهی که ز اضطرار و خواری برهی←10شماره ۱۰ - جان محرم درگاه همی باید برد...سایرجان محرم درگاه همی باید برد←11شماره ۱۱ - گر در سفر یگانگی خواهی بود...سایرگر در سفر یگانگی خواهی بود←12شماره ۱۲ - آن را که ز حق روزفزون آید کار...سایرآن را که ز حق روزفزون آید کار←13شماره ۱۳ - در عشق دلی خراب چتواند کرد...سایردر عشق دلی خراب چتواند کرد←14شماره ۱۴ - کارتو، نکو، او بتواند کردن...سایرکارتو، نکو، او بتواند کردن←15شماره ۱۵ - عالم چو زکاف و نون توان آوردن...سایرعالم چو زکاف و نون توان آوردن←16شماره ۱۶ - ای دوست ز اندوه دل ریش چه سود...سایرای دوست ز اندوه دل ریش چه سود←17شماره ۱۷ - تقدیر چو سابق است تعلیم چه سود...سایرتقدیر چو سابق است تعلیم چه سود←18شماره ۱۸ - از کار قضا در تب و در تفت چه سود...سایراز کار قضا در تب و در تفت چه سود←19شماره ۱۹ - گر دوزخی و اگر بهشتی امروز...سایرگر دوزخی و اگر بهشتی امروز←20شماره ۲۰ - دی حکم حیات با اجل راندهاند...سایردی حکم حیات با اجل راندهاند←21شماره ۲۱ - هر دل که زحکم رفته فرسوده شود...سایرهر دل که زحکم رفته فرسوده شود←22شماره ۲۲ - گر مرد حقی مخالف باطل باش...سایرگر مرد حقی مخالف باطل باش←23شماره ۲۳ - تا رخت وجودت به عدم در نکشند...سایرتا رخت وجودت به عدم در نکشند←24شماره ۲۴ - آنجا که قرار کار عالم دادند...سایرآنجا که قرار کار عالم دادند←25شماره ۲۵ - نفست چه کند چو بند نگشایندش...سایرنفست چه کند چو بند نگشایندش←26شماره ۲۶ - از هستی خود دم تولا چه زنیم...سایراز هستی خود دم تولا چه زنیم←27شماره ۲۷ - جانی اگر از حق خبری میداری...سایرجانی اگر از حق خبری میداری←28شماره ۲۸ - آنها که به علم و عقل در پیشانند...سایرآنها که به علم و عقل در پیشانند←29شماره ۲۹ - تا چند کنم گناه در گردن خویش...سایرتا چند کنم گناه در گردن خویش←30شماره ۳۰ - تا چند روی بیهده از هر سویی...سایرتا چند روی بیهده از هر سویی←