عطار
باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
عطار / مختارنامه / باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
فهرست متن
اشعار و آثار
1شماره ۱ - پروانه به شمع گفت: ای در سر سوز...سایرپروانه به شمع گفت: ای در سر سوز←2شماره ۲ - پروانه به شمع گفت: چند افروزی...سایرپروانه به شمع گفت: چند افروزی←3شماره ۳ - پروانه به شمع گفت: «از روز نخست...سایرپروانه به شمع گفت: «از روز نخست←4شماره ۴ - پروانه به شمع گفت: عید تو خوش است...سایرپروانه به شمع گفت: عید تو خوش است←5شماره ۵ - پروانه به شمع گفت: یارم باشی...سایرپروانه به شمع گفت: یارم باشی←6شماره ۶ - پروانه به شمع گفت: من بیش از تو...سایرپروانه به شمع گفت: من بیش از تو←7شماره ۷ - پروانه به شمع گفت: چون خوش افتاد...سایرپروانه به شمع گفت: چون خوش افتاد←8شماره ۸ - پروانه به شمع گفت: کیفر بردیم...سایرپروانه به شمع گفت: کیفر بردیم←9شماره ۹ - پروانه به شمع گفت: گرینده مباش...سایرپروانه به شمع گفت: گرینده مباش←10شماره ۱۰ - پروانه به شمع گفت: میسوزم خویش...سایرپروانه به شمع گفت: میسوزم خویش←11شماره ۱۱ - پروانه به شمع گفت: میسوزم زار...سایرپروانه به شمع گفت: میسوزم زار←12شماره ۱۲ - پروانه به شمع گفت: چندی سوزم...سایرپروانه به شمع گفت: چندی سوزم←13شماره ۱۳ - پروانه به شمع گفت: آخر نظری...سایرپروانه به شمع گفت: آخر نظری←14شماره ۱۴ - پروانه به شمع گفت: کم سوز مرا...سایرپروانه به شمع گفت: کم سوز مرا←15شماره ۱۵ - پروانه به شمع گفت: دمسازی من...سایرپروانه به شمع گفت: دمسازی من←16شماره ۱۶ - پروانه به شمع گفت: غم بیشستی...سایرپروانه به شمع گفت: غم بیشستی←17شماره ۱۷ - پروانه که شمع دلگشایش افتاد...سایرپروانه که شمع دلگشایش افتاد←18شماره ۱۸ - چون شمع جمال خود به پروانه نمود...سایرچون شمع جمال خود به پروانه نمود←