رباعی · سعدی
رباعی شماره ۲۵ - گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست...
1
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست
یا مغز برآیدم چو بادام از پوست
2
غیرت نگذاردم که نالم به کسی
تا خلق ندانند که منظور من اوست
رباعی · سعدی
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست
یا مغز برآیدم چو بادام از پوست
غیرت نگذاردم که نالم به کسی
تا خلق ندانند که منظور من اوست