کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

حکایت کنند از بزرگان دین

حقیقت شناسان عین الیقین

2

که صاحبدلی بر پلنگی نشست

همی راند رهوار و ماری به دست

3

یکی گفتش: ای مرد راه خدای

بدین ره که رفتی مرا ره نمای

4

چه کردی که درنده رام تو شد

نگین سعادت به نام تو شد؟

5

بگفت ار پلنگم زبون است و مار

وگر پیل و کرکس، شگفتی مدار

6

تو هم گردن از حکم داور مپیچ

که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ

7

چو حاکم به فرمان داور بود

خدایش نگهبان و یاور بود

8

محال است چون دوست دارد تو را

که در دست دشمن گذارد تو را

9

ره این است، روی از طریقت متاب

بنه گام و کامی که داری بیاب

10

نصیحت کسی سودمند آیدش

که گفتار سعدی پسند آیدش

متن شعر کپی شد.