کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

شبی دود خلق آتشی برفروخت

شنیدم که بغداد نیمی بسوخت

2

یکی شکر گفت اندران خاک و دود

که دکان ما را گزندی نبود

3

جهاندیده ای گفتش ای بوالهوس

تو را خود غم خویشتن بود و بس؟

4

پسندی که شهری بسوزد به نار

وگرچه سرایت بود بر کنار؟

5

بجز سنگدل ناکند معده تنگ

چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ

6

توانگر خود آن لقمه چون می خورد

چو بیند که درویش خون می خورد؟

7

مگو تندرست است رنجوردار

که می پیچد از غصه رنجوروار

8

تنکدل چو یاران به منزل رسند

نخسبد که واماندگان از پسند

9

دل پادشاهان شود بارکش

چو بینند در گل خر خارکش

10

اگر در سرای سعادت کس است

ز گفتار سعدیش حرفی بس است

11

همینت بسنده ست اگر بشنوی

که گر خار کاری سمن ندروی

متن شعر کپی شد.