کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

صفت جمعیت اوقات درویشان راضی

1

مگو جاهی از سلطنت بیش نیست

که ایمن تر از ملک درویش نیست

2

سبکبار مردم سبک تر روند

حق این است و صاحبدلان بشنوند

3

تهیدست تشویش نانی خورد

جهانبان بقدر جهانی خورد

4

گدا را چو حاصل شود نان شام

چنان خوش بخسبد که سلطان شام

5

غم و شادمانی بسر می رود

به مرگ این دو از سر بدر می رود

6

چه آن را که بر سر نهادند تاج

چه آن را که بر گردن آمد خراج

7

اگر سرفرازی به کیوان برست

وگر تنگدستی به زندان درست

8

چو خیل اجل در سر هر دو تاخت

نمی شاید از یکدگرشان شناخت

متن شعر کپی شد.