کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت عابد و استخوان پوسیده

1

شنیدم که یک بار در حله ای

سخن گفت با عابدی کله ای

2

که من فر فرماندهی داشتم

به سر بر کلاه مهی داشتم

3

سپهرم مدد کرد و نصرت وفاق

گرفتم به بازوی دولت عراق

4

طمع کرده بودم که کرمان خورم

که ناگه بخوردند کرمان سرم

5

بکن پنبه غفلت از گوش هوش

که از مردگان پندت آید به گوش

متن شعر کپی شد.