سایر · سعدی
گفتار اندر دلداری هنرمندان
1
دو تن، پرور ای شاه کشور گشای
یکی اهل بازو، دوم اهل رای
2
ز نام آوران گوی دولت برند
که دانا و شمشیر زن پرورند
3
هر آن کو قلم را نورزید و تیغ
بر او گر بمیرد مگو ای دریغ
4
قلم زن نکودار و شمشیر زن
نه مطرب که مردی نیاید ز زن
5
نه مردی است دشمن در اسباب جنگ
تو مدهوش ساقی و آواز چنگ
6
بسا اهل دولت به بازی نشست
که ملکت برفتش به بازی ز دست