سایر · سعدی
گفتار اندر حذر کردن از دشمنان
1
نگویم ز جنگ بد اندیش ترس
در آوازه صلح از او بیش ترس
2
بسا کس به روز آیت صلح خواند
چو شب شد سپه بر سر خفته راند
3
زره پوش خسبند مرد اوژنان
که بستر بود خوابگاه زنان
4
به خیمه درون مرد شمشیر زن
برهنه نخسبد چو در خانه زن
5
بباید نهان جنگ را ساختن
که دشمن نهان آورد تاختن
6
حذر کار مردان کار آگه است
یزک سد رویین لشکر گه است