کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر

1

میان دو بد خواه کوتاه دست

نه فرزانگی باشد ایمن نشست

2

که گر هر دو باهم سگالند راز

شود دست کوتاه ایشان دراز

3

یکی را به نیرنگ مشغول دار

دگر را برآور ز هستی دمار

4

اگر دشمنی پیش گیرد ستیز

به شمشیر تدبیر خونش بریز

5

برو دوستی گیر با دشمنش

که زندان شود پیرهن بر تنش

6

چو در لشکر دشمن افتد خلاف

تو بگذار شمشیر خود در غلاف

7

چو گرگان پسندند بر هم گزند

بر آساید اندر میان گوسفند

8

چو دشمن به دشمن بود مشتغل

تو با دوست بنشین به آرام دل

متن شعر کپی شد.