کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار اندر پوشیدن راز خویش

1

به تدبیر جنگ بد اندیش کوش

مصالح بیندیش و نیت بپوش

2

منه در میان راز با هر کسی

که جاسوس همکاسه دیدم بسی

3

سکندر که با شرقیان حرب داشت

درخیمه گویند در غرب داشت

4

چو بهمن به زاولستان خواست شد

چپ آوازه افگند و از راست شد

5

اگر جز تو داند که عزم تو چیست

بر آن رای و دانش بباید گریست

6

کرم کن، نه پرخاش و کین آوری

که عالم به زیر نگین آوری

7

چو کاری برآید به لطف و خوشی

چه حاجت به تندی و گردن کشی؟

8

نخواهی که باشد دلت دردمند

دل درمندان برآور زبند

9

به بازو توانا نباشد سپاه

برو همت از ناتوانان بخواه

10

دعای ضعیفان امیدوار

ز بازوی مردی به آید به کار

11

هر آن کاستعانت به درویش برد

اگر بر فریدون زد از پیش برد

متن شعر کپی شد.