کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

یکی در بیابان سگی تشنه یافت

برون از رمق در حیاتش نیافت

2

کله دلو کرد آن پسندیده کیش

چو حبل اندر آن بست دستار خویش

3

به خدمت میان بست و بازو گشاد

سگ ناتوان را دمی آب داد

4

خبر داد پیغمبر از حال مرد

که داور گناهان از او عفو کرد

5

الا گر جفا کردی اندیشه کن

وفا پیش گیر و کرم پیشه کن

6

یکی با سگی نیکویی گم نکرد

کجا گم شود خیر با نیکمرد؟

7

کرم کن چنان کت برآید زدست

جهانبان در خیر بر کس نبست

8

به قنطار زر بخش کردن ز گنج

نباشد چو قیراطی از دسترنج

9

برد هر کسی بار در خورد زور

گران است پای ملخ پیش مور

متن شعر کپی شد.