سایر · سعدی
گفتار اندر ثمره جوانمردی
1
ببخش ای پسر کآدمی زاده صید
به احسان توان کرد و، وحشی به قید
2
عدو را به الطاف گردن ببند
که نتوان بریدن به تیغ این کمند
3
چو دشمن کرم بیند و لطف و جود
نیاید دگر خبث از او در وجود
4
مکن بد که بد بینی از یار نیک
نیاید ز تخم بدی بار نیک
5
چو با دوست دشخوار گیری و تنگ
نخواهد که بیند تو را نقش و رنگ
6
وگر خواجه با دشمنان نیکخوست
بسی بر نیاید که گردند دوست