سایر · سعدی
تقریر عشق مجازی و قوت آن
1
تو را عشق همچون خودی ز آب و گل
رباید همی صبر و آرام دل
2
به بیداریش فتنه برخد و خال
به خواب اندرش پای بند خیال
3
به صدقش چنان سرنهی بر قدم
که بینی جهان با وجودش عدم
4
چو در چشم شاهد نیاید زرت
زر و خاک یکسان نماید برت
5
دگر با کست بر نیاید نفس
که با او نماند دگر جای کس
6
تو گویی به چشم اندرش منزل است
وگر دیده برهم نهی در دل است
7
نه اندیشه از کس که رسوا شوی
نه قوت که یک دم شکیبا شوی
8
گرت جان بخواهد به لب بر نهی
وگر تیغ بر سر نهد سر نهی