کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

شکر لب جوانی نی آموختی

که دلها در آتش چو نی سوختی

2

پدر بارها بانگ بر وی زدی

به تندی و آتش در آن نی زدی

3

شبی بر ادای پسر گوش کرد

سماعش پریشان و مدهوش کرد

4

همی گفت بر چهره افگنده خوی

که آتش به من در زد این بار نی

5

ندانی که شوریده حالان مست

چرا برفشانند در رقص دست؟

6

گشاید دری بر دل از واردات

فشاند سر دست بر کاینات

7

حلالش بود رقص بر یاد دوست

که هر آستینیش جانی در اوست

8

گرفتم که مردانه ای در شنا

برهنه توانی زدن دست و پا

9

بکن خرقه نام و ناموس و زرق

که عاجز بود مرد با جامه غرق

10

تعلق حجاب است و بی حاصلی

چو پیوندها بگسلی واصلی

متن شعر کپی شد.