کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سر آغاز

1

شبی زیت فکرت همی سوختم

چراغ بلاغت می افروختم

2

پراگنده گویی حدیثم شنید

جز احسنت گفتن طریقی ندید

3

هم از خبث نوعی در آن درج کرد

که ناچار فریاد خیزد ز درد

4

که فکرش بلیغ است و رایش بلند

در این شیوه زهد و طامات و پند

5

نه در خشت و کوپال و گرز گران

که آن شیوه ختم است بر دیگران

6

نداند که ما را سر جنگ نیست

وگر نه مجال سخن تنگ نیست

7

بیا تا در این شیوه چالش کنیم

سر خصم را سنگ، بالش کنیم

8

سعادت به بخشایش داورست

نه در چنگ و بازوی زور آورست

9

چو دولت نبخشد سپهر بلند

نیاید به مردانگی در کمند

10

نه سختی رسید از ضعیفی به مور

نه شیران به سرپنجه خوردند و زور

11

چو نتوان بر افلاک دست آختن

ضروری است با گردشش ساختن

12

گرت زندگانی نبشته ست دیر

نه مارت گزاید نه شمشیر و شیر

13

وگر در حیاتت نمانده ست بهر

چنانت کشد نوشدارو که زهر

14

نه رستم چو پایان روزی بخورد

شغاد از نهادش برآورد گرد؟

متن شعر کپی شد.