کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

شنیدم که نابالغی روزه داشت

به صد محنت آورد روزی به چاشت

2

به کتابش آن روز سائق نبرد

بزرگ آمدش طاعت از طفل خرد

3

پدر دیده بوسید و مادر سرش

فشاندند بادام و زر بر سرش

4

چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز

فتاد اندر او ز آتش معده سوز

5

بدل گفت اگر لقمه چندی خورم

چه داند پدر غیب یا مادرم؟

6

چو روی پسر در پدر بود و قوم

نهان خورد و پیدا بسر برد صوم

7

که داند چو در بند حق نیستی

اگر بی وضو در نماز ایستی؟

8

پس این پیر ازان طفل نادان ترست

که از بهر مردم به طاعت درست

9

کلید در دوزخ است آن نماز

که در چشم مردم گزاری دراز

10

اگر جز به حق می رود جاده ات

در آتش فشانند سجاده ات

متن شعر کپی شد.