کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار اندر بخشایش بر ناتوانان و شکر نعمت حق در توانایی

1

نداند کسی قدر روز خوشی

مگر روزی افتد به سختی کشی

2

زمستان درویش در تنگ سال

چه سهل است پیش خداوند مال

3

سلیمی که یک چند نالان نخفت

خداوند را شکر صحت نگفت

4

چو مردانه رو باشی و تیز پای

به شکرانه باکند پایان بپای

5

به پیر کهن بر ببخشد جوان

توانا کند رحم بر ناتوان

6

چه دانند جیحونیان قدر آب

ز واماندگان پرس در آفتاب

7

عرب را که در دجله باشد قعود

چه غم دارد از تشنگان زرود

8

کسی قیمت تندرستی شناخت

که یک چند بیچاره در تب گداخت

9

تو را تیره شب کی نماید دراز

که غلطی ز پهلو به پهلوی ناز؟

10

براندیش از افتان و خیزان تب

که رنجور داند درازای شب

11

به بانگ دهل خواجه بیدار گشت

چه داند شب پاسبان چون گذشت؟

متن شعر کپی شد.