کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

یکی را عسس دست بر بسته بود

همه شب پریشان و دلخسته بود

2

به گوش آمدش در شب تیره رنگ

که شخصی همی نالد از دست تنگ

3

شنید این سخن دزد مغلول و گفت

ز بیچارگی چند نالی؟ بخفت

4

برو شکر یزدان کن ای تنگدست

که دستت عسس تنگ بر هم نبست

5

مکن ناله از بینوایی بسی

چو بینی ز خود بینواتر کسی

متن شعر کپی شد.