کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت

1

فقیهی بر افتاده مستی گذشت

به مستوری خویش مغرور گشت

2

ز نخوت بر او التفاتی نکرد

جوان سر برآورد کای پیرمرد

3

تکبر مکن چون به نعمت دری

که محرومی آید ز مستکبری

4

یکی را که در بند بینی مخند

مبادا که ناگه درافتی به بند

5

نه آخر در امکان تقدیر هست

که فردا چو من باشی افتاده مست؟

6

تو را آسمان خط به مسجد نبشت

مزن طعنه بر دیگری در کنشت

7

ببند ای مسلمان به شکرانه دست

که زنار مغ بر میانت نبست

8

نه خود می رود هر که جویان اوست

به عنفش کشان می برد لطف دوست

متن شعر کپی شد.