کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیری

1

جوانا ره طاعت امروز گیر

که فردا جوانی نیاید ز پیر

2

فراغ دلت هست و نیروی تن

چو میدان فراخ است گویی بزن

3

من این روز را قدر نشناختم

بدانستم اکنون که در باختم

4

قضا روزگاری ز من در ربود

که هر روزی از وی شبی قدر بود

5

چه کوشش کند پیر خر زیر بار؟

تو می رو که بر باد پایی سوار

6

شکسته قدح ور ببندند چست

نیاورد خواهد بهای درست

7

کنون کاوفتادت به غفلت ز دست

طریقی ندارد مگر باز بست

8

که گفتت به جیحون درانداز تن؟

چو افتاد، هم دست و پایی بزن

9

به غفلت بدادی ز دست آب پاک

چه چاره کنون جز تیمم به خاک؟

10

چو از چاپکان در دویدن گرو

نبردی، هم افتان و خیزان برو

11

گر آن باد پایان برفتند تیز

تو بی دست و پای از نشستن بخیز

متن شعر کپی شد.