کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت

1

فرو رفت جم را یکی نازنین

کفن کرد چون کرمش ابریشمین

2

به دخمه برآمد پس از چند روز

که بر وی بگرید به زاری و سوز

3

چو پوسیده دیدش حریرین کفن

به فکرت چنین گفت با خویشتن

4

من از کرم برکنده بودم به زور

بکندند از او باز کرمان گور

5

دو بیتم جگر کرد روزی کباب

که می گفت گوینده ای با رباب:

6

دریغا که بی ما بسی روزگار

بروید گل و بشکفد نوبهار

7

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت

برآید که ما خاک باشیم و خشت

متن شعر کپی شد.