کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مناجات ·

حکایت

1

سیه چرده ای را کسی زشت خواند

جوابی بگفتش که حیران بماند

2

نه من صورت خویش خود کرده ام

که عیبم شماری که بد کرده ام

3

تو را با من ار زشت رویم چه کار؟

نه آخر منم زشت و زیبا نگار

4

از آنم که بر سر نبشتی ز پیش

نه کم کردم ای بنده پرور نه بیش

5

تو دانایی آخر که قادر نیم

توانای مطلق تویی، من کیم؟

6

گرم ره نمایی رسیدم به خیر

وگر گم کنی باز ماندم ز سیر

7

جهان آفرین گر نه یاری کند

کجا بنده پرهیزگاری کند؟

8

چه خوش گفت درویش کوتاه دست

که شب توبه کرد و سحرگه شکست

9

گر او توبه بخشد بماند درست

که پیمان ما بی ثبات است و سست

10

به حقت که چشمم ز باطل بدوز

به نورت که فردا به نارم مسوز

11

ز مسکینیم روی در خاک رفت

غبار گناهم بر افلاک رفت

12

تو یک نوبت ای ابر رحمت ببار

که در پیش باران نپاید غبار

13

ز جرمم در این مملکت جاه نیست

ولیکن به ملکی دگر راه نیست

14

تو دانی ضمیر زبان بستگان

تو مرهم نهی بر دل خستگان

متن شعر کپی شد.