کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲ - ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را...

1

ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را

اختیار آنست کو قسمت کند درویش را

2

آنکه مکنت بیش از آن خواهد که قسمت کرده اند

گو طمع کم کن که زحمت بیش باشد بیش را

3

خمر دنیا با خمار و گل به خار آمیختست

نوش می خواهی هلا! گر پای داری نیش را

4

ای که خواب آلوده واپس مانده ای از کاروان

جهد کن تا بازیابی همرهان خویش را

5

در تو آن مردی نمی بینم که کافر بشکنی

بشکن ار مردی هوای نفس کافرکیش را

6

آنکه از خواب اندر آید مردم نادان که مرد

چون شبان آنگه که گرگ افکنده باشد میش را

7

خویشتن را خیرخواهی خیرخواه خلق باش

زانکه هرگز بد نباشد نفس نیک اندیش را

8

آدمیت رحم بر بیچارگان آوردنست

کادمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را

9

راستی کردند و فرمودند مردان خدای

ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را

10

آنچه نفس خویش را خواهی حرامت سعدیا

گر نخواهی همچنان بیگانه را و خویش را

متن شعر کپی شد.