کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۴ - غافلند از زندگی مستان خواب...

1

غافلند از زندگی مستان خواب

زندگانی چیست مستی از شراب

2

تا نپنداری شرابی گفتمت

خانه آبادان و عقل از وی خراب

3

از شراب شوق جانان مست شو

کانچه عقلت می برد شرست و آب

4

قرب خواهی گردن از طاعت مپیچ

جامگی خواهی سر از خدمت متاب

5

خفته در وادی و رفته کاروان

ترسمش منزل نبیند جز به خواب

6

تا نپاشی تخم طاعت، دخل عیش

برنگیری، رنج بین و گنج یاب

7

چشمه حیوان به تاریکی درست

لولو اندر بحر و گنج اندر خراب

8

هر که دایم حلقه بر سندان زند

ناگهش روزی بباشد فتح باب

9

رفت باید تا به کام دل رسند

شب نشستن تا برآید آفتاب

10

سعدیا گر مزد خواهی بی عمل

تشنه خسبد کاروانی در سراب

متن شعر کپی شد.