غزل · سعدی
غزل ۸ - درد عشق از تندرستی خوشترست...
1
درد عشق از تندرستی خوشترست
ملک درویشی ز هستی خوشترست
2
عقل بهتر می نهد از کاینات
عارفان گویند مستی خوشترست
3
خود پرستی خییزد از دنیا و جاه
نیستی و حق پرستی خوشترست
4
چون گرانباران به سختی می روند
هم سبکباری و چستی خوشترست
5
سعدیا چون دولت و فرماندهی
می نماند، تنگدستی خوشترست