کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۱۷ - چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست...

1

چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست

مجموعتر از ملک رضا مملکتی نیست

2

گر منزلتی هست کسی را مگر آنست

کاندر نظر هیچکسش منزلتی نیست

3

هرکس صفتی دارد و رنگی و نشانی

تو ترک صفت کن که ازین به صفتی نیست

4

پوشیده کسی بینی فردای قیامت

کامروز برهنست و برو عاریتی نیست

5

آنکس که درو معرفتی هست کدامست؟

آنست که با هیچکسش معرفتی نیست

6

سنگی و گیاهی که در آن خاصیتی هست

از آدمیی به که درو منفعتی نیست

7

درویش تو در مصلحت خویش ندانی

خوش باش اگرت نیست که بی مصلحتی نیست

8

آن دوست نباشد که شکایت کند از دوست

بر خون که دلارام بریزد دیتی نیست

9

راه ادب اینست که سعدی به تو آموخت

گر گوش بداری به ازین تربیتی نیست

متن شعر کپی شد.