کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۲۸ - وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود...

1

وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود

قدرت از منطق شیرین سخنگو برود

2

ناگهی باد خزان آید و این رونق و آب

که تو می بینی ازین گلبن خوشبو برود

3

پایم از قوت رفتار فرو خواهد ماند

خنک آن کس که حذر گیرد و نیکو برود

4

تا به روزی که به جوی شده بازآید آب

یعلم الله که اگر گریه گریه کنم جو برود

5

من و فردوس بدین نقد بضاعت که مراست؟

اهرمن را که گذارد که به مینو برود؟

6

سعیم اینست که در آتش اندیشه چو عود

خویشتن سوخته ام تا به جهان بو برود

7

همه سرمایه سعدی سخن شیرین بود

وین ازو ماند که چه با او برود

متن شعر کپی شد.