غزل · سعدی
غزل ۳۰ - هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود...
1
هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود
هر براهیم به درگاه تو ادهم نشود
2
با یزیدی و جنیدش بیاید تجرید
ترک و تجرید مشایخ به تو معلم نشود؟
3
آنچه در سر ضمایر بودش شیخ کبیر
هر کسی در سر اسرار مفهم نشود
4
تا ز دنیا نکند ترک سلاطین جهان
سالک راه و گزین همه عالم نشود
5
ترک دنیا نکنی نعمت عقبی طلبی؟
این دو عالم به تو یک جای مسلم نشود
6
گر خردمندی از اوباش جفایی بیند
شادمان گردد و دیگر به سر غم نشود
7
سنگ بدگوهر اگر کاسه زرین شکند
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
8
سعدیا گر به تو در دست به درمان برسی
هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود؟