کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۵۷ - آستین بر روی و نقشی در میان افکنده ای...

1

آستین بر روی و نقشی در میان افکنده ای

خویشتن پنهان و شوری در جهان افکنده ای

2

همچنان در غنچه و آشوب استیلای عشق

در نهاد بلبل فریاد خوان افکنده ای

3

هر یکی نادیده از رویت نشانی می دهند

پرده بردار ای که خلقی در گمان افکنده ای

4

آنچنان رویت نمی باید که با بیچارگان

در میان آری حدیثی در میان افکنده ای

5

هیچ نقاشت نمی بیند که نقشی بر کند

و آنکه دید از حیرتش کلک از بنان افکنده ای

6

این دریغم می کشد کافکنده ای اوصاف خویش

در زبان عام و خاصان را زبان افکنده ای

7

حاکمی بر زیردستان هر چه فرمایی رواست

پنجه زورآزما با ناتوان افکنده ای

8

چون صدف امید می دارم که للیی شود

قطره ای کز ابر لطفم در دهان افکنده ای

9

سر به خدمت می نهادم چون بدیدم نیک باز

چون سر سعدی بسی بر آستان افکنده ای

متن شعر کپی شد.