کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۴۰ - جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم...

1

جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم

به مردمی که گر از مردمی اثر دیدم

2

مگر که مرد وفادار از جهان گم شد

وفا ز مردم این عهد هیچ اگر دیدم

3

ز من مپرس که آخر چه دیدی از دوران

هر آن چه دیدم این نکته مختصر دیدم

4

بدین صحیفه مینا به خامه خورشید

نبشته یک سخن خوش به آب زر دیدم

5

که ای به دولت ده روز گشته مستظهر

مباش غره که از تو بزرگتر دیدم

6

کسی که تاج زرش بود در صباح به سر

نماز شام ورا خشت زیر سر دیدم

7

چو روزگار همی بگذرد رو ای سعدی

که زشت و خوب و بد و نیک در گذر دیدم

متن شعر کپی شد.