مثنوی · پروین اعتصامی
آرزوها (۳)
1
ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
روی مانند پری از خلق پنهان داشتن
2
همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن
3
کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح
دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن
4
در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق
سینه ای آماده بهر تیرباران داشتن
5
روشنی دادن دل تاریک را با نور علم
در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن
6
همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن
مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن