مثنوی · پروین اعتصامی
آرزوها (۵)
1
ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن
نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن
2
عقل را دیباچه اوراق هستی ساختن
علم را سرمایه بازارگانی داشتن
3
کشتن اندر باغ جان هر لحظه ای رنگین گلی
وندران فرخنده گلشن باغبانی داشتن
4
دل برای مهربانی پروراندن لاجرم
جان بتن تنها برای جانفشانی داشتن
5
ناتوانی را به لطفی خاطر آوردن بدست
یاد عجز روزگار ناتوانی داشتن
6
در مدائن میهمان جغد گشتن یکشبی
پرسشی از دولت نوشیروانی داشتن
7
صید بی پر بودن و از روزن بام قفس
گفتگو با طائران بوستانی داشتن