کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

احسان بی ثمر

1

بارید ابر بر گل پژمرده ای و گفت

کاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم

2

از بهر شستن رخ پاکیزه ات ز گرد

بگرفتم آب پاک ز دریا و تاختم

3

خندید گل که دیر شد این بخشش و عطا

رخساره ای نماند، ز گرما گداختم

4

ناسازگاری از فلک آمد، وگرنه من

با خاک خوی کردم و با خار ساختم

5

ننواخت هیچگاه مرا، گرچه بیدریغ

هر زیر و بم که گفت قضا، من نواختم

6

تا خیمه وجود من افراشت بخت گفت

کاز بهر واژگون شدنش برفراختم

7

دیگر ز نرد هستیم امید برد نیست

کاز طاق و جفت، آنچه مرا بود باختم

8

منظور و مقصدی نشناسد بجز جفا

من با یکی نظاره، جهان را شناختم

متن شعر کپی شد.