کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

ای رنجبر

1

تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر

ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر

2

زینهمه خواری که بینی زافتاب و خاک و باد

چیست مزدت جز نکوهش یا عتاب ای رنجبر

3

از حقوق پایمال خویشتن کن پرسشی

چند میترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر

4

جمله آنان را که چون زالو مکندت خون بریز

وندران خون دست و پائی کن خضاب ای رنجبر

5

دیو آز و خودپرستی را بگیر و حبس کن

تا شود چهر حقیقت بی حجاب ای رنجبر

6

حاکم شرعی که بهر رشوه فتوی میدهد

کی دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر

7

آنکه خود را پاک میداند ز هر آلودگی

میکند مردار خواری چون غراب ای رنجبر

8

گر که اطفال تو بی شامند شبها باک نیست

خواجه تیهو می کند هر شب کباب ای رنجبر

9

گر چراغت را نبخشیده است گردون روشنی

غم مخور، میتابد امشب ماهتاب ای رنجبر

10

در خور دانش امیرانند و فرزندانشان

تو چه خواهی فهم کردن از کتاب ای رنجبر

11

مردم آنانند کز حکم و سیاست آگهند

کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر

12

هر که پوشد جامه نیکو بزرگ و لایق اوست

رو تو صدها وصله داری بر ثیاب ای رنجبر

13

جامه ات شوخ است و رویت تیره رنگ از گرد و خاک

از تو میبایست کردن اجتناب ای رنجبر

14

هر چه بنویسند حکام اندرین محضر رواست

کس نخواهد خواستن زیشان حساب ای رنجبر

متن شعر کپی شد.