مثنوی · پروین اعتصامی
بام شکسته
1
بادی وزید و لانه خردی خراب کرد
بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری
2
لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی
افتاد مرغکی وز خون سرخ شد پری
3
از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی
از دستبرد حادثه ای، بسته شد دری
4
از هم گسست رشته عهد و مودتی
نابود گشت نام و نشانی ز دفتری
5
فریاد شوق دیگر از آن لانه برنخاست
و آن خار و خس فکنده شد آخر در آذری
6
ناچیز گشت آرزوی چند ساله ای
دور اوفتاد کودک خردی ز مادری