کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

بنفشه

1

بنفشه صبحدم افسرد و باغبان گفتش

که بیگه از چمن آزرد و زود روی نهفت

2

جواب داد که ما زود رفتنی بودیم

چرا که زود فسرد آن گلی که زود شکفت

3

کنون شکسته و هنگام شام، خاک رهم

تو خود مرا سحر از طرف باغ خواهی رفت

4

غم شکستگیم نیست، زانکه دایه دهر

بروز طفلیم از روزگار پیری گفت

5

ز نرد زندگی ایمن مشو که طاسک بخت

هزار طاق پدید آرد از پی یک جفت

6

به جرم یک دو صباحی نشستن اندر باغ

هزار قرن در آغوش خاک باید خفت

7

خوش آن کسیکه چو گل، یک دو شب به گلشن عمر

نخفت و شبرو ایام هر چه گفت، شنفت

متن شعر کپی شد.