مثنوی · پروین اعتصامی
توشه پژمردگی
1
لاله ای با نرگس پژمرده گفت
بین که ما رخساره چون افروختیم
2
گفت ما نیز آن متاع بی بدل
شب خریدیم و سحر بفروختیم
3
آسمان، روزی بیاموزد ترا
نکته هائی را که ما آموختیم
4
خرمی کردیم وقت خرمی
چون زمان سوختن شد سوختیم
5
تا سفر کردیم بر ملک وجود
توشه پژمردگی اندوختیم
6
درزی ایام زان ره میشکافت
آنچه را زین راه، ما میدوختیم