کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

کوته نظر

1

شمع بگریست گه سوز و گداز

کاز چه پروانه ز من بیخبر است

2

بسوی من نگذشت، آنکه همی

سوی هر برزن و کویش گذر است

3

بسرش، فکر دو صد سودا بود

عاشق آنست که بی پا و سر است

4

گفت پروانه پر سوخته ای

که ترا چشم، بایوان و در است

5

من بپای تو فکندم دل و جان

روزم از روز تو، صد ره بتر است

6

پر خود سوختم و دم نزدم

گر چه پیرایه پروانه، پر است

7

کس ندانست که من میسوزم

سوختن، هیچ نگفتن، هنر است

8

آتش ما ز کجا خواهی دید

تو که بر آتش خویشت نظر است

9

به شرار تو، چه آب افشاند

آنکه سر تا قدم، اندر شرر است

10

با تو میسوزم و میگردم خاک

دگر از من، چه امید دگر است

11

پر پروانه ز یک شعله بسوخت

مهلت شمع ز شب تا سحر است

12

سوی مرگ، از تو بسی پیشترم

هر نفس، آتش من بیشتر است

13

خویشتن دیدن و از خود گفتن

صفت مردم کوته نظر است

متن شعر کپی شد.