کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

نکوهش بیجا

1

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز

که تو مسکین چقدر بد بوئی

2

گفت، از عیب خویش بی خبری

زان ره از خلق، عیب میجوئی

3

گفتن از زشتروئی دگران

نشود باعث نکوروئی

4

تو گمان میکنی که شاخ گلی

بصف سرو و لاله میروئی

5

یا که همبوی مشک تاتاری

یا ز ازهار باغ مینوئی

6

خویشتن، بی سبب بزرگ مکن

تو هم از ساکنان این کوئی

7

ره ما، گر کج است و ناهموار

تو خود، این ره چگونه میپوئی

8

در خود، آن به که نیکتر نگری

اول، آن به که عیب خود گوئی

9

ما زبونیم و شوخ جامه و پست

تو چرا شوخ تن نمیشوئی

متن شعر کپی شد.