مثنوی · پروین اعتصامی
نکوهش نکوهیده
1
جعل پیر گفت با انگشت
که سر و روی ما سیاه مکن
2
گفت، در خویش هم دمی بنگر
همه را سوی ما نگاه مکن
3
این سیاهی، سیاهی تن نیست
جاه مفروش و اشتباه مکن
4
با تو، رنگ تو هست تا هستی
زین مکان، خیره عزم راه مکن
5
سیه، ای بی خبر، سپید نشد
وقت شیرین خود تباه مکن