کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده ام

1

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل

تیشه ای بود که شد باعث ویرانی من

2

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند

مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من

3

مه گردون ادب بودی و در خاک شدی

خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من

4

از ندانستن من، دزد قضا آگه بود

چو تو را برد، بخندید به نادانی من

5

آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت

کاش میخورد غم بی سر و سامانی من

6

بسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم

آه از این خط که نوشتند به پیشانی من

7

رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی

بی تو در ظلمتم، ای دیده نورانی من

8

بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منند

قدمی رنجه کن از مهر، به مهمانی من

9

صفحه روی ز انظار، نهان میدارم

تا نخوانند بر این صفحه، پریشانی من

10

دهر، بسیار چو من سربگریبان دیده است

چه تفاوت کندش، سر به گریبانی من

11

عضو جمعیت حق گشتی و دیگر نخوری

غم تنهائی و مهجوری و حیرانی من

12

گل و ریحان کدامین چمنت بنمودند

که شکستی قفس، ای مرغ گلستانی من

13

من که قدر گهر پاک تو میدانستم

ز چه مفقود شدی، ای گهر کانی من

14

من که آب تو ز سرچشمه دل میدادم

آب و رنگت چه شد، ای لاله نعمانی من

15

من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد

که دگر گوش نداری به نوا خوانی من

16

گنج خود خواندیم و رفتی و بگذاشتیم

ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من!

متن شعر کپی شد.