کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده ام

1

اینکه خاک سیهش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

2

گر چه جز تلخی از ایام ندید

هر چه خواهی سخنش شیرین است

3

صاحب آنهمه گفتار امروز

سائل فاتحه و یاسین است

4

دوستان به که ز وی یاد کنند

دل بی دوست دلی غمگین است

5

خاک در دیده بسی جان فرساست

سنگ بر سینه بسی سنگین است

6

بیند این بستر و عبرت گیرد

هر که را چشم حقیقت بین است

7

هر که باشی و زهر جا برسی

آخرین منزل هستی این است

8

آدمی هر چه توانگر باشد

چو بدین نقطه رسد مسکین است

9

اندر آنجا که قضا حمله کند

چاره تسلیم و ادب تمکین است

10

زادن و کشتن و پنهان کردن

دهر را رسم و ره دیرین است

11

خرم آن کس که در این محنت گاه

خاطری را سبب تسکین است

متن شعر کپی شد.