کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳ - آه های آتشینم پرده های شب بسوخت...

1

آه های آتشینم پرده های شب بسوخت

بر دل آمد وز تف دل هم زبان هم لب بسوخت

2

دوش در وقت سحر آهی برآوردم ز دل

در زمین آتش فتاد و بر فلک کوکب بسوخت

3

جان پر خونم که مشتی خاک دامن گیر اوست

گاه اندر تاب ماند و گاه اندر تب بسوخت

4

پرده پندار کان چون سد اسکندر قوی است

آه خون آلود من هر شب به یک یارب بسوخت

5

روز دیگر پرده دیگر برون آمد ز غیب

پرده دیگر به یارب های دیگرشب بسوخت

6

هر که او خام است گو در مذهب ما نه قدم

زانکه دعوی خام شد هر کو درین مذهب بسوخت

7

باز عشقش چون دل عطار در مخلب گرفت

از دل گرمش عجب نبود اگر مخلب بسوخت

متن شعر کپی شد.