کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷ - تو را در ره خراباتی خراب است...

1

تو را در ره خراباتی خراب است

گر آنجا خانه ای گیری صواب است

2

بگیر آن خانه تا ظاهر ببینی

که خلق عالم و عالم سراب است

3

در آن خانه تو را یکسان نماید

جهانی گر پر آتش گر پر آب است

4

خراباتی است بیرون از دو عالم

دو عالم در بر آن همچو خواب است

5

ببین کز بوی درد آن خرابات

فلک را روز و شب چندین شتاب است

6

به آسانی نیابی سر این کار

که کاری سخن و سری تنک یاب است

7

به عقل این راه مسپر کاندرین راه

جهانی عقل چون خر در خلاب است

8

مثال تو درین کنج خرابات

مثال سایه ای در آفتاب است

9

چگونه شرح آن گویم که جانم

ز عشق این سخن مست و خراب است

10

اگر پرسی ز سر این سوالی

چه گویم من که خاموشی جواب است

11

برای جست و جوی این حقیقت

هزاران حلق در دام طناب است

12

ز درد این سخن پیران ره را

محاسن ها به خون دل خضاب است

13

جوانمردان دین را زین مصیبت

جگرها تشنه و دلها کباب است

14

ز شرح این سخن وز خجلت خویش

دل عطار در صد اضطراب است

متن شعر کپی شد.