غزل · عطار
غزل شماره ۵۷ - آتش عشق تو در جان خوشتر است...
1
آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است
2
هر که خورد از جام عشقت قطره ای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است
3
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
4
درد عشق تو که جان می سوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است
5
درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
6
می نسازی تا نمی سوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است
7
چون وصالت هیچکس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوشتر است
8
خشک سال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
9
همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است