کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۹ - آن دهان نیست که تنگ شکر است...

1

آن دهان نیست که تنگ شکر است

وان میان نیست که مویی دگر است

2

زان تنم شد چو میانت باریک

کز دهان تو دلم تنگ تر است

3

به دهان و به میانت ماند

چشم سوزن که به دو رشته در است

4

هر که مویی ز میان و ز دهانت

خبری باز دهد بی خبر است

5

از میان تو سخن چون مویی است

وز دهان تو سخن چون شکر است

6

نه کمر را ز میانت وطنی است

نه سخن را ز دهانت گذر است

7

میم دیدی که به جای دهن است

موی دیدی که میان کمر است

8

چه میان چون الفی معدوم است

چه دهان چون صدفی پر گوهر است

9

چون میان تو سخن گفت فرید

چون دهان تو از آن نامور است

متن شعر کپی شد.