کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱ - ذره ای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است...

1

ذره ای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است

هر که گوید نیست دانی کیست آن کس کافر است

2

کافری شادی است و آن شادی نه از اندوه تو

نی که کار او ز اندوه و ز شادی برتر است

3

آن کزو غافل بود دیوانه ای نامحرم است

وانکه زو فهمی کند دیوانه ای صورتگر است

4

کس سر مویی ندارد از مسما آگهی

اسم می گویند و چندان کاسم گویی دیگر است

5

هرچه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو

کی بود مفهوم تو او کو از آن عالی تر است

6

ای عجب بحری است پنهان لیک چندان آشکار

کز نم او ذره ذره تا ابد موج آور است

7

صورتی کان در درون آینه از عکس توست

در درون آینه هر جا که گویی مضمر است

8

گر تو آن صورت در آئینه ببینی عمرها

زو نیابی ذره ای کان در محلی انور است

9

ای عجب با جمله آهن به هم آن صورت است

گرچه بیرون است ازآن آهن بدان آهن در است

10

صورتی چون هست با چیزی و بی چیزی به هم

در صفت رهبر چنین گر جان پاکت رهبر است

11

ور مثالی دیگرت باید به حکم او نگر

صورتش خاک است و برتر سنگ و برتر زان زر است

12

تا که در دریای دل عطار کلی غرق شد

گوییا تیغ زبانش ابر باران گوهر است

متن شعر کپی شد.